سلام دوستان عزیز همیشکی این وبلاگ
خب امروز اومدم تا یک کم از چاق شدن خودم بگم نیش خند نیش خند نیش خند
یکی از دوستان که خواننده وبلاگ ما هست و خودش هم وبلاگ داره گویا خیلی از نامه به آقای نبوی دلخور شده و تصمیم گرفت برا ما کلاس بذاره و کلی ما رو تحویل بگیره و یه نامه هم در جواب نامه ما برامون بفرسته (ولی خودمونیم ها میگن تو ادارات کاغذ بازیه بیان ببینن اینجا چه نامه نگاری هست و همه دارن خودشون رو تحویل میگیرن من که دارم کلی حال میکنم) به هر حال چون مطلب بازم زیاد شده و خودم شخصا اصلا دلم نمیخواست اینقدر وبلاگم سیاسی بشه و بر حسب اجبار و اعاده حیثیت فقط چند خط اول رو نوشتم بقیه رو تو ادامه مطالب گذاشتم و حتما برید تو ادامه مطالب و کل متن رو بخونید و از دوستان جدیدی که به وبلاگ من اومدن اول پیشنهاد میکنم که این صفحه رو سیو کنن و حتما مطالب خیلی قبل تر مانند داستانها و لطیفه ها و بالاخره هر چیزی که قبل از دو مطلب آخری تو وبلاگ گذاشتم رو بخونن تا بدونن که این وبلاگ اصلا حال و هوای سیاسی نداره تازه کلی هم سرحال و جذاب هم هست(چقدر کلاس میذارم برای خودم ...این یعنی تبلیغات درست و صحیح) بعد در انتها اول پست قبلی این مطلب که نامه نبوی به دکتر احمدی نژاد و چارخط جوابی که من نوشته بودم و بعداین مطلب رو بخونن تا همچی تو ذوقشون نخوره .به هر حال ممنونم و از همه کسانی که دفعه قبل برای مطلبم نظر دادند تشکر میکنم البته این نظرات یه طرف و پی امهای خصوصی و آفهایی که برام گذاشته بودن هم یه طرف و واقعا فکر نمیکردم بخواد اینجوری تاثیر بذاره و خوشحالم و لازم شد منم برم یه وبلاگ سیاسی جداگونه بزنم چون خیلی حال داد (کلی دارم میخندم)متن اول متنی است که خانوم ساناز خانوم تو وبلاگ خودشون گذاشتن و بنده با شجاعت کامل کل متن رو برعکس ایشون که از نامه من هرجور دلشون خواسته بود استفاده کرده بودند میباشد متن دوم هم طبق معمول جواب بنده هست و حتما تا خط اخر این مطالب رو بخونید .
---------------------------------------------------
چيزي كه خيلي اين چند روز رفته است تو بوق و كرنا قضيه ي ان كاريكاتوريست فلك زده ي روزنامه ي ايران است كه در ضميمه ي ايران جمعه اش ظاهرا توهيني شده به اقوام اذري زبان ( ظاهرا از ان جهت مي گويم كه اينجانب توهيني مشاهده نكرد ) چيزي كه اين ميان مرا متعجب مي سازد نا آرامي در اردبيل / زنجان / اذربايجان شرقي و غربي است كه هنوز هم ادامه دارد .قضيه دوم كه ان هم سر و صدايي داشت براي خودش / نوشتن نامه اي بلند بالا توسط دكتر احمدي نژاد( دكتر؟ ) براي جناب جرج بوش بود / مدتي پيش به وبلاگي برخوردم كه نامه ي از طناز با استعدادايراني جناب سيد ابراهيم نبوي را گذاشته بود و خود در جواب نامه اي نوشته بود بس زيبا و پرمعني قسمتي از نامه ي هردو را با مختصر كلماتي از خودم ميگذارم / جملاتي كه در «» مي ايند سخنان دكتراحمدي نژاد ميباشند .
در اخر چند تا از سخنان بدون شرح اقاي احمد زاده رو ميارم كه به قول خودشون سخنان تمام مردم ايرانه
* بنده نيز باز تكرار ميكنم كه از سياست هيچ چيز نميدانم
* ( خطاب به سيد ابراهيم ) به واقع حكم اعدام براي همپيالگان تو كم نيست ؟
* ميخواستم به تو بگم مردك تو غلط كردي كه به دانشجو جماعت توهين ميكني . تو کمترين چه اجازه اي براي اين كار داري ؟
ما : يادم مي ايد بچه كه بودم / وقتي دعوايم ميشد / ميرفتم ان دورها ميايستادم و ميگفتم بي ادب
منبع از وبلاگ خیمه شب بازی
------------------------------------------------------------
ساناز جان خواهر عزیز ایرانیم
مهربان تر از جانم که عقیده تو نیز برای من عزیز است
ساناز جان از تو ممنونم که همانند همه دوستانت نامه من را ان گونه که خود خواستی به طرز بسیار کثیفی گلچین کردی البته در میان بحث هایی که من و تو قبل از این کرده بودیم و همچنین در زمانی که از من اجازه گرفته بودی برای استفاده از مطالبم نیک میدانستم که مانند همیشه همانگونه که خود بخواهی از این نامه گلچین کرده و حتی تذکر اخلاقی نیز به تو داده بودم و چون مطمئنا همین دوستان تو از وبلاگت بازدید میکنند (که از میزان نظر دهندگانت و میزان تایید نوشته هایت معلوم میشود که چقدر مخالف به وبلاگ تو سر میزند) بساط به به و چه چه از نوشته تو جور شده است و خوشحال باش
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
سلام به همه دوستان هميشگي اين وبلاگ همین اول از همتون میخوام که حتما حتما این متن رو تا آخر بخونید من کاری با نامه نبوی ندارم با بقیه مطالبش کار دارم پس حتما تا آخرین خط این پست بخونید
همونجور كه همه ميدونيم چند وقت پيش آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم كشور عزيزمون يه نامه بلند بالا به رئيس جمهوري آمريكا آقاي جرج بوش نوشت و البته باعث افتخار غرور همه ايرانيها و نه تنها ايراني ها كه تمام مسلمانان و نه تنها مسلمانان ، تمام كساني كه با استبداد و زور و جنگ مخالفت دارند از اين نامه احساس غرور و خوشي كردند و اصلا نگارنده نامه برايشان ملاك نبود و متن نامه بسيار مهم بود كه حرف دل همه جهانيان و حتي خود ملت امريكا بود كه طي چند روز گذشته از اخبار بعضي مسائل را ميشنويم .
در كنار اين غرور بعضي افراد نيز بودند كه از اين نامه خشنود نشدند و انتظار اين رو داشتند كه در اين نامه نشان از عجز و ناتواني كشورمان و دراز كردن دستمون به سوي ابر قدرت ها باشد كه متاسفانه به دليل بودن اقتدار ايرانيان در متن نامه ناخرسند شدند كه واقعا جاي تاسف داره كه بگيم اين افراد نيز بعضا ايراني بوده و متاسفانه بعضي از اين افراد نيز درون ايران و از افراد فعال در اين مملكت اعم از روزنامه نگار و نماينده مجلس و غيره بودند
من به طور خيلي شانسكي نامه اي كه آقاي ابراهيم نبوي كه يكي از نويسندگاه فراري اين مملكت ميباشد و يد طولاني در ترور شخصيتي كشور ايران از طرف ايشان و دوستانشون چه در داخل و چه در خارج از كشور داشته اند .
ايشان يك نامه اي كه پر از توهين و افترا نسبت به رئيس جمهور عزيزمون در جواب نامه ايشان به بوش نوشته كه من گذرا اون رو ديدم و خوندم ولي متاسفانه بعد از اون ديدم كه چندين وب سايت و وبلاگ اين جوابيه رو تو وبشون قرار دادند منهم تصميم گرفتم اين مطلب رو بذارم و البته اصلا دلم نميخواست اين مطلب رو بذارم چون خيلي طولاني ميباشد و وبلاگ رو بيشتر به طرف سياسي بودن ميبره كه خودم انچنان دلم نميخواد همچين چيزي رو ولي از اونجا كه اين وبلاگ براي همه جا و همه چيز و همه كس هست تصميم گرفتم اين مطلب رو بذارم و البته به قول خودم يه جوابي نيز براش نوشتم و بايد بگم كه اول اين جواب رو براي خود آقاي نبوي ايميل زدم و بعد براي اون دوستي كه اون لينك نامه رو فرستاده بود
به هرحال
چون اين مطلب خيلي طولاني هست حتما اول سيو كنيد اين صفحه رو تا بعدا سر فرصت بخونيد وقضاوتش با خودتون
محمود جان، پسر عزیزم!
ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
آقای محمود احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران
نامه شما را به آقای جرج بوش، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا خواندم. به نظرم آمد که بدنیست که در مورد این نامه برایت نامه ای بنویسم. پیش از آغاز به من اجازه بده بعد از یک سال که مجبورم روزی بیش از ده ساعت به تو فکر کنم و نوشته های تو را بخوانم و عکسها و کاریکاتورهای تو را ببینم، تو را صمیمانه خطاب کنم. بالاخره ده سال بعد محمود احمدی نژاد تبدیل به کارمند یک سازمان اداری یا خصوصی می شود و هر کس که بخواهد در مورد تو چیزی بخواند، لابد در نوشته های کسانی مانند من نام تو را جستجو خواهد کرد، بنا براین من این حق را دارم که تو را صمیمانه خطاب کنم.
لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد